حقوق حیوانات، حیوانات خانگی، خانواده و حیوانات، حیوانات ناخواسته، کنترل جمعیت و عقیم کردن حیوانات

حیوانات خانگی

بعضی از حیوانات مانند سگ‌ها و گربه‌ها توسط انسان اهلی شده و به همنشین انسان‌ها تبدیل شده‌اند. بیشتر این حیوانات، چنان به انسان‌ها و زندگی در کنار آنها خو گرفته‌اند که قادر به زندگی در طبیعت نیستند. حقوق بیشتر این حیوانات نیز مانند حیوانات پرورشی زیر پا گذاشته می‌شود مخصوصاً در کشور ما وضعیت حیوانات خانگی به مراتب بدتر از بسیاری از نقاط دیگر دنیاست. متاسفانه حس حیوان‌دوستی آن گونه که باید و شاید در ایرانیان رشد نکرده است چون در کشور ما هیچ گاه به آموزش مسائل اخلاقی در قبال حیوانات ارج و بها داده نشده است. بسیاری از مردم سعی می‌کنند از رابطه با حیوانات فرار کنند و این بی‌میلی و بی‌تفاوتی را به کودکان خود نیز منتقل می‌کنند. در کشور ما حیوان‌آزاری در میان کودکان کاملاً رایج است.  کودکان و نوجوانان با الهام از آموزش والدین خود که حیوانات را کثیف یا ترسناک می‌دانند در خیابان‌ها به آزار و اذیت گربه‌ها، سگ‌ها، مارمولک‌ها، پرندگان و حیوانات دیگر می‌پردازند. معمولاً این خشونت در روح کودکان و نوجوانان ریشه می‌دواند و بعدها در قالب عواقب دیگر مانند خشونت در برابر انسان‌ها بروز می‌کند. شاید وقت آن فرا رسیده است که کمی در طرز تفکر خود تجدید نظر کنیم.

پناه دادن به حیوانات بی‌پناه

به حیواناتی که به شما پناه آورده‌اند پناه دهید و اگر جا و شرایط لازم برای میزبانی آنها را ندارید، آنها را به دست افراد مناسب بسپارید. مخصوصاً در کشور ما بسیار پیش می‌آید که مثلاً یک گربۀ ماده در انبار یا زیرزمین یا حیاط یک خانه بچه می‌گذارد و صاحب‌خانۀ باوجدان (!) به محض دیدن بچه گربه‌ها، آنها را داخل کارتون گذاشته، به محلی دور می‌برد تا به قول خودش از شرشان خلاص شود. آنچه خیلی باعث تعجب است این است که در بیشتر مواقع یک زن پشت این قضیه است. قاعدتاً یک زن و مخصوصاً یک مادر باید بیشتر از هر کس دیگری در این دنیا حال گربۀ مادر بیچاره را که چند دقیقه بچه‌هایش را تنها گذاشته است تا چیزی برای خوردن پیدا کند و به محض برگشتن تنها جای خالی بچه‌هایش را می‌بیند، بفهمد ولی مثل این که احساسات مادرانۀ خیلی از زنان تنها به علاقه به فرزندان خودشان محدود می‌شود.

دست رد به سینۀ حیوانات نزنید، آنها هم مانند ما سرشار از عواطف وغم‌ها هستند. شاید سرنوشت این بوده است که آنها روی کمک، مهربانی و سخاوت شما حساب ‌کنند.

حیوانات کثیف نیستند!

وسواس بیش از حد به خرج ندهید. اگر سگ و گربه و حیوانات خانگی دیگر عامل عفونت بودند، نصف مردم جوامع غربی دچار بیماری‌های عفونی یا میکروبی بودند چون در بیشتر خانه‌ها سگ یا گربه یا حیوانات خانگی دیگر وجود دارد و خیلی از بچه‌ها از همان ماه‌های اول زندگی با حیوانات سر و کار دارند.

 مسلماً رعایت بهداشت حیوانات خانگی، واکسیناسیون و غیره بسیار اهمیت دارد ولی این به آن معنی نیست که اگر بچۀ شما به یک گربۀ خیابانی دست زد یا یک سگ خیابانی را به خانه آورد مریض می‌شود. 

 با دیدن سگ یا گربه ای که پوست و چشم های کثیف یا زخمی دارد، هراسان نشوید. با چند هفته غذا و مراقبت کافی هر کدام از  این حیوانات می توانند به “مدل” های زیبا تبدیل شوند.

 فراموش نکنید یک کودک زیبا و دوست داشتنی هم بعد از یک هفته سرگردانی در خیابان، گرسنگی، سرما و … چندان ظاهر خوبی ندارد.

دوستی با حیوانات یکی از لذّت‌بخش‌ترین قسمت‌های زندگی است. اگر از حیوانات می‌ترسید یا از آنها نفرت دارید، این ترس یا نفرت را به فرزندان خود منتقل نکنید. دوستی با حیوانات، باعث تقویت اعتماد به نفس در کودکان و نوجوانان می‌شود. نگهداری از حیوانات، مسئولیت‌پذیری را به آنها یاد می‌دهد و عشق بی‌قید و شرط حیوانات به آنها، نوعی آرامش خاطر در آنها به وجود می‌آورد. کودکانی که با حیوانات دوست هستند، معمولاً کمتر دچار عقده‌های روحی می‌شوند و در دوران نوجوانی کمتر به کارهای خلاف رو می‌آورند.

 از همان سال‌های اول کودکی حیوانات را به کودکان خود بشناسانید، دلایل حالت‌های ترس یا تهاجم در حیوانات را برای آنها توضیح دهید و به آنها یاد دهید که با حیوانات مهربان باشند. با گفتن جملاتی مثل “خطرناکه، کثیفه،‌هاپو می‌خوردت، پیشی می‌بردت” ذهن آنها را آشفته نکنید. برعکس، سعی کنید به آنها یاد دهید که با حیوانات رابطۀ عاطفی برقرار کنند یا اگر خودتان از انجام این کار عاجزید، این کار را به دوستان و آشنایان محوّل کنید.افراد مسّن و حیواناتآمار نشان می‌دهند احتمال بروز سکته، فشار خون و بیماری‌های جسمی ‌و روحی مختلف در افراد مسّنی که همنشین حیوان دارند بسیار کم‌تر است. این افراد کم‌تر از دردها، پیری، تنهایی یا بیوفایی روزگار شکوه می‌کنند و تعادل روحی بیشتری دارند. بیماران و حیواناتهمنشینی با حیوانات مخصوصاً حیواناتی مثل سگ و گربه، یک روش درمانی موثر است که می‌تواند در کنار درمان‌های متداول کمک شایان توجهی به بهبودی سریع بیماران کند. در برخی از بیمارستان‌ها در غرب، برای کمک به بهبود حال بیماران (مخصوصاً کودکان و افراد مسن) سگ‌ها و گربه‌های آموزش داده شده را در ساعاتی از روز پیش بیماران می‌برند تا در کنار آنها بخوابند و بیماران آنها را نوازش کنند. 

مشکل حیوانات خیابانی و حیوانات ناخواسته

سگ‌هایی که در این عکس می‌بینید، سگ‌های مزرعه هستند. این سگ‌ها برای مراقبت از گلّه یا مزرعه یا باغ نگهداری می‌شوند و گاهی نیز از کارگاه‌های صنعتی و کارخانه‌جات سر در می‌آورند. سناریوی زندگی این حیوانات فوق العاده مهربان به این شرح است:
بعد از حدود هشت ماهگی می‌توانند بچه‌دار شوند، هر سال دو بار بچه‌دار می‌شوند و هر بار ۵، ۸ یا حتی ۱۵ بچه به دنیا می‌آورند. معمولاً کارگران مزارع و کارگاه‌ها، برای خلاص شدن از شرّ بچه‌ها همۀ آنها به جز یک یا دو بچه را در یک  یا چند روزگی به محل دوردستی می‌برند و با بیل بر سر آنها می‌کوبند تا بمیرند یا آنها را زیر خاک زنده به گور می‌کنند. تعجب نکنید! این روال، کاملاً در کشور ما عادی و جاافتاده است. حتی یک یا دو بچه‌ای که در کنار مادر باقی مانده‌اند، معمولاً بعد از مدت کوتاهی بر اثر گرسنگی، سرما، بیماری، خوردن گوشت آغشته به سم که توسط بعضی از مزرعه‌داران در ناحیه پخش می‌شود و غیره می‌میرند و اگر هم زنده بمانند به زودی خود بچه‌دار می‌شوند و هر بار بچه‌های خود را از دست می‌دهند و به ماتم آنها می‌نشینند و این حلقه تا ابد تکرار می‌شود…

بچه سگ‌هایی که در این عکس می‌بینید در یک سالگی بر اثر خوردن گوشت آغشته به سمی که صاحب مزرعۀ همسایه برای خلاص شدن از شرّ سگ‌ها در این منطقه ریخته بود کشته شدند. از سال‌ها پیش، کشتن سگ‌ها و گربه‌های خیابانی یا ناخواسته با سم در کشور ما و بسیاری از کشورهای دیگر کاملاً رایج بوده است و محدود به سگ‌های مزرعه نمی‌شود. کشتن حیوانات با استفاده از سم، یکی از وحشیانه‌ترین روش‌های کشتار حیوانات است چون حیوان باید حداقل ۱۵ دقیقه از درد بسیار شدید، تشنّج و گرفتگی عضلات زجر بکشد تا بمیرد ولی بحث من در این قسمت بیشتر به جلوگیری از ایجاد بچه‌های ناخواسته مربوط می‌شود. 

عقیم کردن حیوانات، درست یا نادرست؟

هنگامی‌که از کنترل جمعیت بشر سخن به میان می‌آید، همه به روش‌های جلوگیری از بارداری فکر می‌کنند و (صد البته خوشبختانه) کسی به قتل عام انسان‌ها به عنوان راه حلی برای کنترل جمعیت بشر نگاه نمی‌کند. تمام کسانی که از سلامتی روحی برخوردار هستند، بر سر این قضیه توافق دارند که صرفنظر از مشکل جمعیت، هر انسان باید از بهترین امکانات برای زندگی طولانی توام با خوشبختی برخوردار باشد چون جان و زندگی هر انسان ارزش دارد.

متاسفانه بعضی از دولت‌ها و برخی از مردم این ارزش را برای جان و زندگی حیوانات قائل نیستند و فکر می‌کنند ساده‌ترین راه برای حل مشکل حیوانات بی‌سرپناه قتل عام آنهاست. روزانه حدود صد هزار سگ و گربۀ بی خانمان در دنیا با تزریق آمپول، مسمومیت با گاز یا سم و روش‌های دیگر کشته می‌شوند.

سگ‌ها و گربه‌ها دو بار در سال و هر بار چند بچه به دنیا می‌آورند. مسلماً بیشتر این حیوانات سرپناهی ندارند، باید از سطل‌های زباله تغذیه کنند، از سرما و گرما زجر بکشند یا بدتر از همه، گیر آدم‌ها و مخصوصاً بچه‌های حیوان‌آزار بیفتند. متاسفانه نمی‌توان به حیوانات فهماند که لذّت غریزی آنها که بیشتر از چند دقیقه طول نمی‌کشد، به زجر و شکنجه و مرگ بچه‌هایشان ختم می‌شود و روش‌های جلوگیری موقت از بارداری هم که برای انسان‌ها وجود دارد، هنوز برای حیوانات به وجود نیامده‌اند. به این ترتیب،  برای جلوگیری از زیاد شدن تعداد حیوانات بی‌پناه تنها دو راه پیش رو داریم:

  • در دوره‌ای که حیوان میل جنسی دارد و برای تخمک‌گذاری آماده است، از خروج حیوان ازخانه و نزدیک شدن او به جنس مخالف جلوگیری کنیم. این کار در ضمن آنکه در مورد بعضی از حیوانات بسیار سخت یا ناممکن است، در درازمدت باعث شکنجۀ روحی و حتی جسمی‌ حیوان نیز می‌شود.
  • حیوانات را عقیم کنیم تا از این نیاز شدید در دوره‌های جفت‌گیری زجر نکشند.

مسلماً اگر ما این حیوانات را هرگز اهلی نمی‌کردیم، شرایط زندگی آنها در طبیعت بسیار بهتر بود ولی به هر حال ما قادر نیستیم زمان را به عقب برگردانیم. بیشتر این حیوانات، به زندگی در کنار انسان‌ها عادت کرده‌اند و قابلیت خود برای زندگی مستقل در طبیعت را از دست داده‌اند. بنابراین، تنها راه انسانی و حیوان‌دوستانه برای حل مشکل حیوانات ناخواسته عقیم کردن حیوانات است. عمل عقیم کردن، با برداشتن تخمدان‌ها و رحم در حیوان ماده و برداشتن بیضه‌ها در حیوان نر انجام می‌شود. عمل جراحی در حیوانات نر ساده‌تر از حیوانات ماده است. چند ساعت بعد از عمل جراحی می‌توان حیوان را به خانه برگرداند ولی تا یک یا دو هفته باید از آنها مراقبت کرد تا جای عمل جراحی کاملاً خوب شود.

در کشورهایی مثل اتریش و آلمان، از سال‌ها پیش برنامۀ کنترل جمعیت حیوانات خانگی و مخصوصاً سگ‌ها و گربه‌ها به خوبی به اجرا گذاشته شده است. امروزه در این کشورها هیچ سگ یا گربه‌ای به دلیل نداشتن سرپناه کشته نمی‌شود. معمولاً کسانی که سرپرستی سگ یا گربه یا خرگوش یا خوکچه هندی یا حیوانات پستاندار دیگر را بر عهده دارند، در همان سال اول با مراجعه به دامپزشک حیوان را عقیم می‌کنند. به همین ترتیب، تمام خانه‌های حیوانات،  قبل از واگذار کردن حیوانات به سرپرستان جدید، آنها را عقیم می‌کنند تا  اهمال احتمالی سرپرستان جدید نسبت به این کار به زیاد شدن تعداد حیوانات بی‌سرپرست منتهی نشود. بیشتر هزینۀ عقیم کردن حیوانات در خانه‌های حیوانات از کمک‌های مردمی ‌پرداخت می‌شود. خانه‌های حیوانات و سازمان‌های حمایت از حقوق حیوانات حتی سگ‌ها و گربه‌هایی را که در بیابان‌ها، قبرستان‌ها و غیره زندگی می‌کنند و علاقه‌ای به زندگی در کنار یک انسان ندارند، عقیم کرده و بعد از دورۀ نقاهت به محل زندگیشان باز می‌گردانند. به‌این ترتیب، از به وجود آمدن حیوانات بی‌سرپرست جدید جلوگیری می‌شود.

خوشب‌‌ختانه در سالهای اخیر در ایران نیز تعدادی از دوستداران واقعی حیوانات پناهگاههاییتاسیس کرده اند که سالانه پذیرای صدها سگ و گربۀ بیخانمان و نیازمند هستند. در این پناهگاهها حیوانات عقیم شده و تا یافتن محل زندگی دائمی مورد مراقبت قرار میگیرند. آیا روزی فرا خواهید رسید که دولت، مردم، دامپزشکان و دانشجویان دامپزشکی با همکاری هم و با تاسیس پناهگاههای حیوانات در تمام شهرها مشکل حیوانات بیخانمان در کشورمان را برای همیشه و به روش انسانی حل کنند؟  آیا حیوان عقیم شده دچار مشکل جسمی ‌یا روحی نمی‌شود؟نه، به هیچ وجه. بعد از انجام جراحی، حیوانات همانقدر سرحال هستند که قبل از عمل جراحی. سنّ حیوان تفاوتی در این قضیه به وجود نمی‌آورد. آنها همچنان از بودن و بازی با هم‌نوعان خود لذّت می‌برند تنها با این تفاوت که کم‌تر با حیوانات همجنس خود دچار تنش و درگیری می‌شوند. بسیاری از حیوانات حتی بعد از عقیم شدن، همچنان به جنس مخالف علاقه نشان می‌دهند و حتی ممکن است آمیزش نیز داشته باشند. حیوانات عقیم شده هیچ مشکل جسمی‌ خاصی ندارند. آنها معمولاً سالم‌تر از حیوانات عقیم نشده هستند و بیشتر عمر می‌کنند. عقیم کردن حیوانات، کار نگهداری آنها را نیز تا حدود زیادی راحت‌تر می‌کند مثلاً گربه‌های عقیم شده برای پیدا کردن جفت کیلومترها از خانه دور و گم نمی‌شوند، گربه‌های نر در درگیری با هم زخمی ‌نمی‌شوند، عفونت و سرطان رحم و عوارض بارداری پی در پی در گربه‌های ماده وجود ندارد، حیوان معمولاً آرام‌تر و خونسردتر است و…

کنترل جمعیت سگ‌های بیخانمان با روش انسانی و کارآمد

سگ، یکی از حیواناتی است که شوربختانه در کشور ما قربانی انواع ظلم و آزار موردی و سیستماتیک می‌شود. بزرگ‌ترین مسئلهٔ حقوق حیوانات در ایران و بسیاری از کشورهای دیگر در رابطه با سگ‌ها، آزار و کشتار سگ‌های بیخانمان برای کنترل جمعیت آنهاست.

سگ‌ها سالی دو بار زاد و ولد می‌کنند و هر بار چند فرزند به دنیا می آورند. بچه‌ها هم در حدود ۷ ماهگی به بلوغ می‌رسند و می‌توانند شروع به زاد و ولد کنند. طبیعی است که جمعیت سگ‌ها می‌تواند سریع افزایش پیدا کند و به معضلی برای خودشان و انسان‌ها تبدیل شود. زندگی این حیوانات هیچ شباهتی به زندگی حیوانات وحشی که در طبیعت زندگی می‌کنند ندارد: آنها نمی‌توانند شکار کنند. زندگی آنها در تغذیه از زباله‌ها، گرسنگی، ترس دائمی، بیماری‌ها، گرما و سرمای طاقت‌فرسا و تصادفات خلاصه می‌شود.

بیایید وضعیت سگ‌های بیخانمان در کشور خودمان را نگاه کنیم: آنها قربانی انواع و اقسام ظلم‌ها و جنایت‌های سیستماتیک و فراگیرند. فقط گوش‌هایشان نیست که بریده است، فقط پایشان نیست که می لنگد، فقط گرسنگی و تشنگی نیست که به آنها  فشار می‌آورد. آنها درمانده‌اند، دل‌شکسته‌اند، وحشت‌زده‌اند، خسته‌اند از دویدن و دویدن و نرسیدن، از نامردمی‌ها، از سنگ و چوب و زنجیر و تفنگ نابکاران، از دیدن جنازهٔ سم‌خوار شدهٔ مادر یا پرپر شدن فرزندان و دوستان، از زندگی‌ای که هر لحظه‌اش بدتر از مرگ است. زندگی این حیوانات یک دردنامهٔ تمام‌عیار است. از طرف دیگر، ترس از گاز گرفتگی و خطر انتقال بیماری‌ها و مهم‌تر از آن، مسایل فرهنگی باعث می‌شود که گروهی از مردم از وجود این حیوانات در محل زندگی خود ابراز نارضایتی کنند. این گروه، حالا بعد از هزاران سال همراهی و هم‌دلی سگ با بشر و تغییر و تطبیق او با نیازهای انسان‌ها، دیگر هم‌زیستی با سگ‌ها را بر نمی‌تابند. آنها یادشان رفته است که نسل‌های قبل از خودشان قابلیت زندگی مستقل را از این حیوان گرفتند و فراموش می‌کنند که حتی اگر این حیوانات قابلیت زندگی در طبیعت را هم داشته باشند که صد البته بیشترشان ندارند، مگر ما طبیعت یا جایی برای زندگی آنها باقی گذاشته‌ایم؟ آنها فقط می‌خواهند که سگ‌ها نباشند و به این ترتیب باعث می‌شوند که تعدادی از شهرداری‌ها که فراموش کرده‌اند این حیوانات هم حق زندگی دارند و در این آب و خاک با ما شریک‌اند و شهروندان این سرزمین محسوب می‌شوند،  هر از چند گاهی اقدام به کشتار سگ‌ها  کنند و خشونت و جنایت بیافرینند.

ولی فارغ از مسایل اخلاقی، انسانی و اجتماعی، کشتار سگ‌ها راه کارآمدی برای کنترل جمعیتشان نیست. دلیل عدم موفقیت این روش مشخص است: سگ‌ها مثل اجداد خودشان، گرگ‌ها، قلمرو دارند و از ورود سگ‌های دیگر به قلمرو خودشان جلوگیری می‌کنند.  کشتار سگ‌ها در یک منطقه باعث کاهش ناگهانی جمعیت سگ‌ها در آن ناحیه و سرازیر شدن سگ‌ها از مناطق دیگر به آن منطقه و زاد و ولد بیشتر آنها می‌شود. به این ترتیب، پس از چند ماه تعداد سگ‌ها به تعداد قبل از کشتار باز می‌گردد. این کار را می‌شود تا ابد تکرار کرد ولی آزموده را آزمودن خطاست. برای رسیدن به موفقیت، کافی است به تجربهٔ کشورهایی نگاه کنیم که مشکل سگ‌های بیخانمان را با روش‌های انسانی به طور کلی حل کرده‌اند یا در حال مهار کردن موفقیت‌آمیز آن‌اند.

راه حل این کشورها، شامل دو قسمت است:

  • تشویق مردم به عقیم‌سازی حیوانات تحت سرپرستی خود و اجرای پروژه‌های رایگان عقیم‌سازی و واکسیناسون در مناطق محروم.
  • کنترل جمعیت سگ‌های بیخانمان با روش زنده‌گیری-عقیم‌سازی-رهاسازی: در این روش، سگ‌های بیخانمان توسط افراد آموزش دیده زنده‌گیری می‌شوند، توسط دامپزشکان عقیم، واکسینه و انگل‌زدایی می‌شوند و بعد از گذراندن دورهٔ نقاهت، دوباره به محل زندگی خودشان برگردانده می‌شوند. عقیم کردن سگ‌های ماده، باعث کنترل جمعیت سگ‌ها و عقیم کردن سگ‌های نر، باعث کاهش رفتارهای تهاجمی آنها نسبت به مردم و سگ‌های دیگر می‌شود. 

    برای تضمین موفقیت این پروژه‌ها، حیوانات عقیم شده تحت نظارت و حمایت قرار می‌گیرند و به طور منظم انگل‌زدایی و واکسینه می‌شوند. همچنین، در صورتی که مردم از نظر فرهنگی هنوز به نقطه‌ای نرسیده‌ باشند که خودشان به این حیوانات رسیدگی کنند، در جاهایی خاص و به دور از جاهای پرجمعیت به آنها غذارسانی می‌شود. این سگ‌های عقیم شده مثل سربازهای محافظ از منطقه مراقبت می‌کنند و از ورود سگ‌های مناطق دیگر و همچنین، حیوانات وحشی به منطقه جلوگیری می‌کنند. از طرف دیگر چون این‌ حیوانات‌ واکسینه شده و تحت نظارت‌اند، مردم می‌توانند با خیال آسوده با آنها هم‌زیستی داشته باشند.

پروژه‌های زنده‌گیری-عقیم‌سازی-رهاسازی مانند یک جورچین‌اند که وجود همهٔ تکه‌های آن برای رسیدن به نتیجهٔ نهایی الزامی است. این تکه‌ها عبارتند از:

  • خواست و ارادهٔ همهٔ طرف‌های درگیر در پروژه یعنی دولت، شهرداری‌ها، مجریان پروژه‌های عقیم‌سازی و صد البته مردم برای حل مشکل حیوانات بیخانمان به صورت کارآمد و با روش‌های انسانی: 
    دولت، قانون‌گذاران و شهرداری‌هایی که به بهانهٔ برقرار کردن بهداشت و امنیت در شهرها و روستاها اقدام به کشتار سگ‌ها می‌کنند یا آنها را در سوله‌های مرگ زجرکش می‌کنند، باید از خودشان بپرسند آیا هیچ وظیفه‌ای برای برقراری بهداشت روانی و امنیت مدنی در جامعه که مهربانی و خودداری از خشونت، مهم‌ترین پایهٔ آن است ندارند؟ اگر پس از پاسخ به این پرسش، این نهادها تصمیم بگیرند که با عزم راسخ برای حل مشکل با روش‌های اخلاقی گام بردارند، زمینه برای اجرای مناسب پروژه‌های کنترل جمعیت سگ‌ها با روش عقیم‌سازی فراهم خواهد شد.
    خواست و ارادهٔ مجریان پروژه‌های عقیم‌سازی یک عامل بسیار تعیین کنندهٔ دیگر است. سپردن این پروژه‌ها به دست پیمانکارانی که نسبت به حیوانات حس مسئولیت و دلسوزی ندارند تا کنون در کشور ما باعث فجایع زیادی شده است. این پیمانکاران، حیوانات را اسیر می‌کنند و در جایی دور از چشم مردم بدون عقیم‌سازی و بدون رسیدگی کافی زندانی‌ می‌کنند تا به تدریج در نتیجهٔ بیماری‌ها و گرسنگی بمیرند. 

    این در حالی است که در هر گوشهٔ این مرز و بوم، مردان و زنانی قد علم کرده‌اند که زندگی‌شان را برای نجات و رفاه حیوانات بیخانمان و ایجاد رابطهٔ دوستی و هم‌زیستی سالم میان مردم و حیوانات در طبق اخلاص گذاشته‌اند. به راستی اگر دولت و شهرداری‌ها به جای بستن قرارداد با پیمانکارانی که فقط به فکر پر کردن جیب خودند، این پتانسیل بزرگ را به کار بگیرند و این همه خیرخواهی، نیک‌اندیشی و فعالیت داوطلبانه را برای رسیدن به راه‌حلی که هم به نفع انسان‌ها و هم به نفع حیوانات است به کار بگیرند و از آن حمایت کنند، جامعهٔ ما تا چه اندازه انسانی‌تر، مهربان‌تر، سالم‌تر، امن‌تر، زیباتر و مدنی‌تر خواهد بود.
    و اما خواست، اراده و همکاری مردم مهم‌ترین فاکتور در موفقیت پروژه‌های عقیم‌سازی است که متاسفانه اغلب به فراموشی سپرده می‌شود. باید زمینه‌ای فراهم شود که بتوان حیوانات را بعد از عقیم‌سازی و درمان به محل زندگی خودشان باز گرداند. عدم رضایت و آمادگی مردم برای هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و سالم با حیوانات در برخی از نقاط کشورمان باعث شده است که بسیاری از پناهگاه‌ها، نقاهتگاه‌ها و سوله‌های کشور نتوانند سگ‌ها را رهاسازی کنند و به ازدحامی در حد انفجار برسند. این تراکم بیش از اندازهٔ جمعیت در سوله‌ها و پناهگاه‌ها، باعث کاهش شدید کیفیت زندگی حیوانات و انتشار سریع بیماری‌ها و مرگ و میر آنها می‌شود طوری که پناهگاه‌ها، نقاهتگاه‌ها و سوله‌های زنده‌گیری اغلب بعد از مدتی به سوله‌های مرگ حیوانات تبدیل می‌شوند با این تفاوت که این مرگ، تدریجی است. بنابراین، بسیار مهم است که تمام نهادهای آموزشی دولتی و خصوصی، شهرداری‌ها و دوستداران حیوانات برای گسترش فرهنگ حیوان‌دوستی و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز با حیوانات فعالیت کنند.

  • تخصیص بودجهٔ کافی: عدم تخصیص بودجهٔ کافی از طرف دولت و شهرداری‌ها یکی از مهم‌ترین عوامل شکست پروژه‌های عقیم‌سازی است. دست‌اندرکارانی که فقط نتایج کوتاه‌مدت را می‌بینند و به بهانهٔ صرفه‌جویی در هزینه‌ها از اختصاص بودجهٔ کافی و مناسب برای کنترل جمعیت سگ‌های بیخانمان خودداری می‌کنند، باید از خود بپرسند: «کدام راه در درازمدت از نظر اقتصادی مقرون به صرفه‌تر است؟ راهی که مشکل را در چند سال ریشه‌کن می‌کند، به مرور زمان هزینهٔ کمتری خواهد داشت، تصویری زیبا و انسانی از جامعهٔ ایران به دنیا ارائه می‌کند و به طور غیر مستقیم باعث جذب توریست بیشتر به کشور و رونق اقتصادی می‌شود یا راهی که باید تا ابد هر سال با همان میزان هزینه اجرا شود و موقعیت جامعهٔ ایران را در اذهان مردم دنیا پایین می‌آورد؟»
  • برنامه‌ریزی دقیق کارشناسی و به کارگیری افراد آموزش دیده و باتجربه در تمام مراحل شمارش، زنده‌گیری، عقیم‌سازی، نگهداری، رهاسازی و کنترل.
  • نظارت دقیق بر کار همهٔ گروه‌ها.

در برخی از نقاط کشور ما، حرکت‌هایی برای کنترل جمعیت سگ‌ها با روش عقیم‌سازی شروع شده‌اند که البته جای شادی و تقدیر دارد ولی در بیشتر این پروژه‌ها، قسمت یا قسمت‌هایی از جورچین جور نبوده است. به همین دلیل، این پروژه‌ها چنان که باید و شاید موفقیت‌آمیز نبوده‌اند. به امید آنکه در آیندهٔ خیلی نزدیک شهرداران شهریار، سازمان محیط زیست و سازمان دامپزشکی کشورمان گام‌های بلند‌تر، سازنده‌تر، گسترده‌تر و حساب‌شده‌تری در این راه بردارند.

سگ راه درازی را با انسان طی کرده است. ما به او خیانت کردیم ولی چشم امید او هنوز به ماست. او هنوز همهٔ معرفتش را به ما ارزانی می‌کند. فرقی نمی‌کند چه باوری داشته باشیم،  فقیر باشیم یا ثروتمند، زیبا باشیم یا زشت، خوب باشیم یا بد، او می‌تواند دریچه‌ای از عشق بی‌قید و شرط را جلوی ما باز کند و چیزهای زیادی به هر کدام از ما بیاموزد. آیا لایق این همه عشق خواهیم شد؟ آیا شمّه‌ای از محبت خالصی را که او هزاران سال به پای ما ریخته است برایش رو خواهیم کرد یا همچنان به او خیانت می‌کنیم؟ این تصمیمی است که خودمان می‌گیریم.

نوشته از : تالین ساهاکیان – وب سایت حقوق حیوانات

پریسا اصولی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.